549

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

ماه های اولی که از خونه ی مامان اینا اومده بودم خونه ی خودمون، خیلی خیلی سخت بود برام؛ بیرون اومدن از یه خونه ی حیاط دار شلوغ که روزی نبود که بدون مهمون باشه و منی که زمستون و تابستون بین طبقه ها و حیاط در حال عبور و مرور بودم و حالا خونه ای که هیچیش شبیه اون خونه نبود و هیچ روزی زنگش به صدا در نمی اومد. روزای آخر اسفند، یه روز صبح متوجه یه صدایی شدم که تا اون موقع خبری ازش نبود، صدای آواز خوندن چندتا گنجشک میومد. بالاخره بعد چند ماه یه صدای آشنا اومده بود که خیلی ساده تونست منو به این خونه دلگرم کنه. این روزا بعد از گذروندن روزای سخت چیزی که داره دوباره به زندگی دلگرمم می کنه، این گلدونه که وقتی آوردمش خونه چهارتا برگ داشت و الان هر روز یه دلبری تازه رو می کنه.

554...

ما را در سایت 554 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 2:22

صفحه بندی