وقتی که خیلی کوچولو بودم و یه مراسمی میشد، مامانم خواهر بزرگ بود و خیلی کار داشت که انجام بده، یه لحظه میدیدمش و لحظه بعدی نبود باید انقد میگشتم تا ببینمش و خیالم برای یه ثانیه راحت میشد. من فقط میخوام یه جایی وایستم که ببینمت مامان.
554...ما را در سایت 554 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69